14 ماهگی نفسم
لذ تی برتر از این نیست که جوانه ای در درونت بپرورانی و آنگاه که قدم های لرزانش را به این دنیا می گذآرد فرشته نجاتش شوی و نیاز های کودکانه اش را با دل و جان برآوری و روزی نه چندان دور از آن زمان که شیره جانت را شبانه خسته و ناتوان در دهانش می نهی یا دست و پاهای ظریف و ناتوانش را نوازش می کنی ،روی دو پاهای کوچکش بایستد و چند قدم تا آغوشت را با خنده و هیجان گام بردارد و خودش را روی وجودت رها کند ؟؟ گرمای تنش را حس می کنی و تو هم در شادی این گام بزرگش به سوی آینده شریک می شوی .... وصف ناپذیر است که زمانی به چشم هایم می نگری و با نگاه و لبخ...
نویسنده :
مامان مژگان
20:51





